معلولیت، محدودیت یا فرصت؟!

حالت تیره

معلولیت بر اساس ناتوانی جسمی بر یک امر نسبی استوار است. همه ما از نظر جسمی کاملا توانا نیستیم پس این یک امر نسبی است. بنابراین ناتوانی وضعیتی است که هم ما تا حدی با آن درگیر هستیم فقط میزان آن در افراد مختلف متفاوت است.

سازمان بهداشت جهانی معلولیت را این چنین تعریف می کند: معلولیت یک نقص برای شخص بوده و ناشی از یک اختلال یا نوعی ناتوانی می باشد که در انجام یک نقش و عمل عادی وابسته و مرتبط با سن، جنس و عوامل اجتماعی و فرهنگی برای آن شخص محدودیت ایجاد کرده یا از آن جلوگیری به عمل می آورد.

با در نظر گرفتن اینکه حدود 650 میلیون نفر در سراسر جهان به علل مختلف جسمی، ذهنی یا اجتماعی دارای معلولیت هستند بیانگر اهمیت موضوع و توجه به این قشر است.

طبق آمار جامعه جهانی 10تا 15 درصد جامعه را افراد معلول تشکیل می دهند یعنی حدود 8 میلیون نفر جامعه ما را معلولین تشکیل می دهند، ولی متاسفانه به دلیل نبود آمار و اطلاعات دقیق نمی توان آمار دقیقی از تعداد معلولین را تخمین زد، و باعث می گردد این افراد از دستیابی به فرصت های مساوی محروم گردند، که همین امر یکی از بزرگترین معضلات در امور رسیدگی به معلولین است که قربانی این ابهامات آماری هستند.

با توجه به آمارهای ارائه شده و در نظر گرفتن این موضوع که سالانه نیز بر تعداد آن ها افزوده می شود، تعهد و تلاش مشترک جامعه بشری را برای فراهم آوردن زندگی توام با حیثیت و کرامت انسانی بر پایه موازین حقوق بشر را برای آن ها طلب می کند.

از آن جایی که وجود موانع فیزیکی، فرهنگی و اجتماعی وعدم توانایی در مشارکت های اجتماعی و اقتصادی و عدم آگاهی سایر افراد جامعه در برخورد و نحوه رفتار با آن ها باعث گردیده است که این قشر از جامعه در انزوا به سر برند، برنامه ریزی و سیاست های مناسب در بخش توانبخشی، حرفه آموزی، بالا بردن سطح آگاهی جامعه و مناسب سازی اماکن عمومی موجب می گردد این افراد به زندگی عادی باز گردند.

از میان حقوق مختلف معلولین آنچه از اهمیت اساسی برخوردار است و جنبه های مختلف زندگی آن ها را پوشش می دهد اشتغال است. معلولان هم مانند دیگر افراد جامعه باید از فرصت های استخدام و اشتغال برخوردار باشند تا بتوانند به کسب درآمد و حفظ استقلال فردی و اقتصادی خود بپردازند و تنها وابسته به دریافت مستمری و کمک های موسسات خیریه نباشند.

اما متاسفانه به دلیل تبعیض در اشتغال معلولین و پایین بودن درصد افراد معلول شاغل از آن ها افرادی سربار آفریده که خود باعث تحمیل هزینه به دولت و سازمان های متولی هستند و مجبور به دریافت مستمری های ناچیز هستند و گاه مشاهده شده که برخی از آن ها برای گذراندن امور زندگی خود و به کارهای سخیف همچون تکدی گری روی می آورند و همین امر موجب گردیده برخی افراد سودجو و فرصت طلب نیز از آن ها سواستفاده نمایند.

یکی از دلائل عمده در عدم استخدام افراد معلول، نبود فرهنگ مناسب در جامعه است. پذیرفتن این نکته که این افراد نیز همانند سایرین می توانند نقشی مستقل و مولد داشته باشند، در درجه اول اهمیت قرار دارد.

با در نظر گرفتن وضعیت اشتغال معلولین در ایران و مقایسه آن با سایر کشورها یک سوال اساسی پیش می آید و آن این است که وضعیت اشتغال افراد معلول در نظام حقوقی ایران در چه جایگاهی قراردارد و چگونه می توان به بهبود وضعیت اشتغال این افراد کمک کرد؟

با توجه به وضعیت زندگی افراد معلول می توان نتیجه گرفت که اولا آن ها برای رفع نیازهای روزمره زندگی خود نیازمند کمک های ویژه می باشند و چنانچه کمک رسانی به موقع انجام نگیرد با مشکلات متعددی مواجه خواهند شد. ضمن آن که معلولیت به صورت ناتوانی موقت یا دائم، کلی یا جزئی، ثابت یا متغیر در هر جامعه و با هر وضعیت فرهنگی و اجتماعی کم و بیش وجود دارد و زندگی اطرافیان فرد معلول را نیز متاثر می کند.

لذا دولت و سازمان های متولی در رده اول مسئول برنامه ریزی و اتخاذ سیاست های مناسب به منظور ساماندهی وضعیت این قشر فراموش شده جامعه هستند. برای کمک و بازگرداندن آن ها به جامعه چه کارهایی صورت گرفته است؟ آیا توانبخشی می تواند به بازگشت فرد معلول به جامعه کمک کند؟ چه اقداماتی در ایران جهت توانبخشی معلولین صورت گرفته است؟ چه سیاست هایی برای ایجاد فرصت های شغلی می توان برای معلولین اتخاذ کرد؟ چه موانعی بر سر راه اشتغال معلولین وجود دارد و چگونه می توان در جهت رفع این موانع کوشید؟ وضعیت کودکان و زنان معلول به چه صورت است؟ آیا اقداماتی در سطح بین المللی و حقوق داخلی ایران برای رفع تبعیض علیه معلولین صورت گرفته است؟ چه اقداماتی در جهت رفاه اجتماعی معلولین صورت گرفته است؟ چه اقداماتی در جهت آموزش و پرورش این افراد صورت گرفته است؟

با بررسی وضعیت معلولین در کشور و تنها با نیم نگاهی به زندگی آن ها می توان به راحتی پاسخ تمام این سوالات را در یافت و به جرات گفت تقریبا هیچ اقدامی از سوی هیچ سازمانی برای معلولین صورت نگرفته است.

باید اعتراف کرد که این افراد علیرغم معلول بودن دارای توانایی های بسیاری در رشته های مختلف فرهنگی، هنری، ورزشی و سایر حرفه ها و حتی صنعت دارند و برخی از آن ها دارای هوش و استعداد سرشاری هستند که به دلایل مختلف از جمله ساختار نامناسب خیابان ها، جاده ها، وسائط نقلیه عمومی، مراکز فرهنگی، آموزشی و تفریحی که هیچگونه توجهی به این افراد نشده است و عدم امکانات مناسب در سطح جامعه موجب گردیده که آن ها با مشکلات بسیاری مواجه گردند و از حضور در مشارکت و فعالیت های مختلف اجتماعی باز بمانند و استعداد آن ها که می تواند فرصت های مناسب شغلی و اجتماعی را برایشان فراهم آورد نادیده گرفته شود و به افرادی بیمار، افسرده و گوشه گیر تبدیل شده و تا پایان عمر خانه نشین شوند.

از این نکته نباید غافل شد که عدم بکارگیری معلولین در فعالیت های اقتصادی باعث می گردد تا دولت سالیانه بودجه هنگفتی را برای نگهداری این افراد در نظر بگیرد که از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی جامعه برای آن ها بسیار کم و ناچیز است و حتی به رفع نیازهای اولیه آن ها هیچ کمکی نمی کند.

لذا همکاری و مساعدت بخش های دولتی و خصوصی با راه اندازی مراکز حرفه آموزی و توانبخشی و فراهم آوردن زمینه های شغلی و به کارگیری آن ها در فعالیت ها اقتصادی می توانند در رفع این معضل قدم بزرگی بردارند.

مقالات مرتبط

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *